دلم هوای نوشتن داره. امروز عصر رفتم بیرون . اینقدر آواز خوندم و داد کشیدم خیلی خوب بود. خالی شدم.
+ وقتی بهت فکر میکنم ناخودآگاه یه لبخندی گوشه لبم میاد.
++ حالت بهتره، حس میکنم. خوشحالم.
+++ به طور غیر طبیعی خوبم. نمیدونم عجب خری هستم من. خوبم ولی بازم میگم غیر طبیعی خوبم!
عشقی که گذارش به تو در خواب نمیخورد
از ما جگری خورد که قصاب نمیخورد
یک عمر دلآسوده به سر کردم و ای کاش
چشمم به تو در آن شب مهتاب نمیخورد
از برکهی خشکیده مرا مرده گرفتی
این صید، فریب تو به قلاب نمیخورد
گر دور زمان این همه نامرد نمیشد
در جمجمهی شیر، شغال آب نمیخورد
از تیغ نهان در کف درمانده حذر کن
هر دشنه که بر گرده سهراب نمیخورد
محمد علی جوشایی
حرفی ندارم برای گفتن. همین.